حدیثحدیث، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

مامان منتظر فرشته

سلام بر سیده حدیث مادروسیدامیرعلی مادر

سلامی دوباره به فرشته زندگیم حدیثم قربونت برم مامان که برام دعاکردیوازخداخواستی که این نی نی دیگه منو تنها نذاره مرسی دخترگلم دلم برات تنگ شده میدونم تو جات خوبه ولی من یه مادرم نمیتونم هیچی ازتوروازتوذهنم پاک کنم مامانی بدون که توعشق اول منی درسته که هرگلی واسه خودش یه بویی داره ولی اینو بدون دخترم توخوشبوترین گل منی وسلام به دوستای گلم مرسی که همیشه به یادم هستینو به وبلاگم سر میزنیدمن وفرشته تودلم خوبیم الان دقیقا20هفته وچهارروزم هستش و برای حدیثم داره یه داداشی میاد بله سیدامیرعلی.... ماحالمون خوبه یه موقعایی درددارم ولی اون فرشته تودلم خوب باشه منم خوبم هفته هفدهم رفتم سونو چهاربعدی براسلامت ...
4 خرداد 1392

خوشبختی

سلام حدیث زندگی من سلام دخترشیرین من سلام زیبای زندگی من   دورت بگردم مامانی من هیچ وقت تحت هیچ شرایطی توروازیادنمیبرم   امروز اومدم بگم مامانی من بعد3سال طعم خوشبختیودارم میچشم زندگی آرومه من دلم پرازامیده دستام قراره پربشه از وجودیه فرشته مثل خودت حدیث زندگی من میدونم برا مامانت دعا میکنی به خدا دلم گرمه که یکی هست که برام دعا میکنه ای خدا مرسی که دوباره منم میتونم مادر یه فرشته مثل حدیث باشم فقط خواهشا عمرخوشبختیمو کوتاه نکن یه مادر دل شکسته دیگه تحمل شکستنو نداره این دفعه خورد میشم حدیث من بزار برات از روزی که رفتم تاقلب کوچولوی خواهریابرادرتو بشنوم بگم روز 13 اسفند91 بود دل تو دلم نبود رفتم تو مطب نشستم...
19 اسفند 1391

ماه بهمن آمدوماجراهای تلخ و شیرینش...............

سلام به عشق زندگیم حدیثم دردانه من حالت خوبه میبینی چقدر خاله های خوبی داری همش به یاد ما هستن عزیزم ماه بهمن برام تلخ بود یه کم به خاطر این که تورو تواین ماه عزیز ازدست دادم بادستای خودم توروبه دستای خاک سپردم دلم برات تنگ شده 3 ساله انتظار کشیدم ولی مامان انگار انتظارم داره به سرمیاد یا خودت داری میای یا یکی از خواهر برادراتو داری میفرستی عشقم بله درسته من دوباره دارم طعم مادرشدنو میچشم فقط توروخدا بااون دستای کوچیکت دعا کن همه چیز صحیح وسالم پیش بره با بابایی جمعه 20 بهمن اومدیم سرخاکت ازخودت خواستم که دیگه این انتظاربه سر برسه گفته از خدا بخواه و این انتظار به سر رسید حالا بزار برات تعریف کنم چی شد فهمیدم یه فندق خوشکل...
24 بهمن 1391

دستای خالی دل پرامید

سلام دوستای گلم بعدسه ماه اومدم با دستی خالی ودلی پرازامید دوستای گلم مرسی که به من سرمیزنید به خدا هربار نظراتتونو خوندم امید پیدا کردم به خدای بزرگ ولی چیکا کنم اون محلم نمیده اون جوابم نمیده اون حدیثموبهم نمیده اون دستای خالیمو نمیبینه....... دلم گرفته دوست ندارم شماروناراحت کنم ولی به خدا کسیروندارم باهاش دردودل کنم اگه چیزی بگم نگاهشون بهم ترحم آمیز میشه منم ازنگاه ترحم آمیز بدم میاد حدیث مامان عشق مامان حالت خوبه معلومه حالت خوبه چون یادتو مامانت نیست حتی به خوابمم نمیای یه شب ازت خواهش کردم بهت التماس کردم نیومدی دوستم نداری آخه مگه میشه بچه ای مادرشو دوست نداشته باشه مامان گلم شهریور سالگردتولدت هس...
29 تير 1391

یافاطمه زهرا

سلام فرشته من سلام حدیث زندگی من قربونت برم هرروز به یادتمو دستام به سوی آسمان بلنداست ازخدای مهربان توروطلب میکنم بله دخترم خدای مهربان !!!! خدایی که روزی منو لایق مادرشدن دونست روزی که منو لایق بغل کردن فرشته آسمونی دانست خدایی که یه روزی تورونذاشت زیاداذیت بشیوازمن گرفت!!!!!! آره همون خدایی که گاهی اوقات باهاش قهرمیکنم دوباره هرمشکلی دارم اونو صدامیکنم خدایاصدامو میشنویییییییییییی حالا خداجونم این دفعه میخوام کسیروواسطه قراربدم که میدونم برات خیلی عزیزه واون حضرت فاطمه هستش ایام فاطمیه بود وروزی که گذشت روز شهادت حضرت فاطمه خدایا توروپاکیه این مادر پهلو شکسته دل من مادرناپاک روشادکن من خاک زیرپاحضرت فاطمه ن...
7 ارديبهشت 1391

سلام

سلام حدیثم سال نومبارکت باشه مامانیه گلم دوراون صورتت بگردم که سومین سالو بدون تو سفره هفت سینو انداختم مامانی فقط عکست وسط سفرمون بود سلام دوستای مهربونم سال نومبارک براهمتون دیگه نمیخواستم بیام میخواستم هیچی نگم میخواستم گله نکنم میخواستم شکر کنم میخواستم صبرکنم تایه مطلب جدیدپیدا کنم همه دوستای گلم که میومدن تووبلاگت روخوشحال کنم ولی آخه داغ رو دلم مگه میزاره توروخدا یکی بیاد بگه چیکارکنم توعید خنده زورکی میدونیدیعنی چی جلوهمه تظاهرخوشبختی کنید یعنی چی دلت ازحرفای اینو اون بگیره میدونید یعنی چی نگاهای دلسوزانشون میدونید یعنی چی آخ نمیتونم جلوگریه هامو بگیرم نمیتونم آروم باشم نمیتونم نمیتونم خدایاتورو به بزرگیت ک...
23 فروردين 1391

سالروزپرکشیدن دخترم

سلام فرشته بهشتی من عزیزدلم امروز20 بهمن روزیه که دستاتو ازدستام گرفتنو دادن به فرشته ها   آخ مامانایی که میگین صبرکنم کجایید بیاین آخه من چه جوری صبرکنم 2 ساله ازش دورم شماها مادرین میدونید که من چی میگم خدایا دستامو ببین خالین جای فرشتم تودستام خالیه آخه آخرین دیدارمونو چه طور یادم بره چطور لبخندات گریه هات دستای گرمتویادم بره نمیتونمممممممم دیگه رسما دارم دیوانه میشم   توروخدا دوستایی که میاید تووبلاگ فرشته کوچولومن برای آرامش دل شوهرم دعاکنید که دارم داغون میشم بعضی وقتها میگم دیگه زندگی باهاش برام مشکل شده تمومش کنمممممممم ...........................   برای آرامش دل منوهمسرم دعاکنید ازدرون دا...
20 بهمن 1390

ماه تلخ وسرد بهمن

سلام دخترگلم ماه بهمن اومد ماهی که برامن تموم ماهای سالو خراب کرد ماهی که طاقت خوشبختی منو نداشت حدیثم مادرم شیرینم عروسکم درست بعداین عکسات بود که رفتیومنو تنها گذاشتی خونه مامان فاطمه بودیم هرچی باهات حرف میزدن هیچ عکس العملی نشون نمیدادی دورت بگردم همش مثل عکست تو فکر بودی میدونستی که داری میری مامانی؟چراپیش خدانگفتی مامانم نمیتونه دوریمو تحمل کنه چرا نگفتی بابام کمرش میشکنه چرانگفتی اطرافیان ازرفتن من پیروشکسته میشن اگه اینارومیگفتی شاید خدا نمیبردت شایدنه حتما چون تو فرشته پاک خدابودی هرچی میگفتی به حرفات گوش میکرد آرامشم بودی بارفتنت تموم آرامش زندگی منو باخودت  بردی نفسم بودی بارفتنت نفسامم میگیرن....... حا...
8 بهمن 1390

یاامام حسن مجتبی یاحضرت محمد

سلام دخترک نازم امروزشهادت امام حسن مجتبی(ع) باحضرت محمد(ص) هستش میدونم که توالان پیش اونایی پس مامانی توازشون بخواه که دوباره فرشته ای مثل تو بهم بدن آخه شیرینکم من پرازگناهم دستام آلوده هستش ازشون بخواه بهشون بگو مامانم دیگه خسته شده تحمل دوری منونداره بابام همش منتظره  توکه بگی اونا گوش میکنن من که میگم صدام نمیرسه دخترقشنگم بدون همیشه به یادتم واگه خواهربرادری برای توبیاد قرارنیست تورو حتی برایه لحظه فراموش کنم دوستانی که پرسیدن حدیثم مشکلش چی بوده براثرعفونت ریه پرکشید ودکترای ........ نمیدونم چی بگم نفهمیدنو بعددوهفته ای که توبیمارستان بستری بود باتنی پراز زخم ودرد دخترم پرکشید به سوی آفریدگارش وای ...
2 بهمن 1390